X
تبلیغات
شب های دلتنگی




شب های دلتنگی

حس میکنم باید کارگردان می شدم ! هرکسی به من میرسد بازیگر است


Happy Birthday to me years23


نوشته شده در سه شنبه 1393/01/05ساعت 0:30 توسط امــیــر|




سلام. امیدوارم سال جدید بهتر از سال قبلتون باشه


بر خلاف سال قبل امسال به نظرم سال خوبی بشه واسم


سال نو مبارک

نوشته شده در سه شنبه 1392/12/27ساعت 12:55 توسط امــیــر|

نوشته شده در دوشنبه 1392/12/26ساعت 22:33 توسط امــیــر|

مخاطب خاص!

تمام گل های خوش بوی جهان رو هم به پای تو بریزم کمه!!!

چون پاهات خیلی بو میده! چن وقته پاهاتو نشستی؟

نوشته شده در دوشنبه 1392/12/12ساعت 22:45 توسط امــیــر|

يه آدمایی هستن که آدم نيستن! فقط ما با احساسمون

 با دل سادمون آدم نشونشون داديم به بقيه!

حالا اونا حس آدميت و ما حس خريت

نوشته شده در جمعه 1392/12/09ساعت 9:15 توسط امــیــر|

جمله عاشقانه غضنفر به عشقش:

 عزیزم بیا با قایق عشق پرواز کنیم!

پیتکو پیتکو پیتکو

نوشته شده در جمعه 1392/11/18ساعت 21:54 توسط امــیــر|

نوشته شده در جمعه 1392/11/18ساعت 21:47 توسط امــیــر|


سلامتی سربازی که ۵۵ دقیقه تو صف تلفن ایستاد

 تا ۵ دقیقه با عشقش حرف

 بزنه ولی چیزی جز این نشنید

(مشترک مورد نظر در حال مکالمه است)

نوشته شده در جمعه 1392/11/18ساعت 21:33 توسط امــیــر|

سلام خوبید همه؟

خدمت رو افتادم تهران- تویه یه زندان هست

80 درصد بچه ها اونجا شمالین


سر کارمون شب تا صبح با مجرم هاست

دستبند میزنم میبرم بیمارستان یا دادگاه

خوبیش اینه بعد از ظهر ها اکثرا بیکاریم


+ پنجشنه و جمعه ها

میریم بیرون با برو بکس میچرخیم

تو زندان آدم که چه چیزا نمیبینه!

از دمپایی دزد تا قاتل زنجیره ای

چه جرم هایی! چه کسانی که فکرم میکردن

زرنگن بعد اونجا به گریه کردن افتادن

قدر آزادیتون رو بدونید از ما گفتن

نوشته شده در پنجشنبه 1392/11/03ساعت 18:4 توسط امــیــر|

تکیه گاه خوبه حتی اگه خودش ضعیف باشه

نوشته شده در جمعه 1392/10/06ساعت 10:54 توسط امــیــر|

روزی برای بعضی از آدمها فقط یک خاطره

 خواهید بود تلاش کنید تا خاطره ای خوش باشید

نوشته شده در پنجشنبه 1392/10/05ساعت 10:30 توسط امــیــر|




راحت قهوه ات را بخور!

از ته این فنجان. نه کسی امده است نه کسی رفته

فال تو همین طعم 
تلخیست که می چشی...

نوشته شده در سه شنبه 1392/10/03ساعت 10:37 توسط امــیــر|


دلم واستون تنگ میشه، اندازه یک غروب جمعه سرد پاییزی

نوشته شده در جمعه 1392/08/24ساعت 16:4 توسط امــیــر|


سلام بچه ها خوبید؟

منم عالیم چون اومدم مرخصی


افتادم یه جای خیلی سرد و کوهستانی

اردبیل - مشیکن شهر

نیروی انظامی هست خوبیش اینه

بعد اینکه آموزشی تموم بشه شاید

احتمالش زیاده نزدیک بیفتم

خیلی سرده آدم یخ میزنه

از بدشانسی من تو پادگان یه فرمانده سختگیر گیرمون اومد

حالا نمیخوام واستون خاطره تکراری تعریف کنم خستتون کنم

ولی در کل با وجود این همه سختی ها هیچی مثل

دوری از خونه و بچه ها نت اذیتم نکرد

مخصوصا غروب هاش خیلی دلگیره

ولی خب دارم عادت میکنم

چون میگذرد غمی نیست

دلم واستون تنگ شده بود خیلی زیاد

نوشته شده در پنجشنبه 1392/08/23ساعت 13:57 توسط امــیــر|



غروب زیباست اما نه در غربت


نوشته شده در چهارشنبه 1392/08/22ساعت 18:15 توسط امــیــر|

سلام بچه ها خوبید؟

من درسم تموم شده دو روز دیگه اعزامم سربازی

آشخور کچل هم خودتی

به هر حال باید برم بلکه این سرباز هارو آدم کنم

ولی مرخصی بیام بهتون سر میزنم

منو یادتون نره واسه نظر بزارید

  
به یاد  قدیم

بــــــــــــــای تـــــــــــــا هـــــــــای

نوشته شده در دوشنبه 1392/07/29ساعت 12:47 توسط امــیــر|


آخرين مطالب
»
» سال نو مبارک :)
» تصویر غم انگیز :(
» جمله عاشقانه :)
» توهم نزنید!
» جک :)
»
» به سلامتیش
»
» تکیه گاه

Design By : Pichak